تبليغاتX
يكي از همين روزها -
ميروم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه خويش

آنگاه كه دستم از خدا كوتاه شد

ميان فنجان‌‌‌قهوه و فالگير واماندم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 9:40  توسط سارا.م  |