|
ميروم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه خويش
|
برف ميتواند بهانه باشد ، اما دريغ از ما.....
زندگي مثل حركت يكنواخت ساعت ميمونه
وما عقربه بزرگهايم كه سنگين و آهسته ميرويم
خوشبختي هم مثل ثانيهشمار كه تندتند از كنار ما مگذره ....
و ما بهانه براي زندگي را در ميان اعداد بارها و بارها ميجوييم