تبليغاتX
يكي از همين روزها
ميروم خسته و افسرده و زار سوي منزلگه ويرانه خويش
نامه اي براي تو

اين ترانه بوي نان نمي دهد

بوي حرف ديگران نمي دهد

سفره دلم دوباره باز شد

سفرهاي كه بوي نان نمي دهد

نامه اي كه ساده و صميمي است

بوي شعرو داستان نمي دهد:

....با سلام آرزوي طول عمر

كه زمانه اين زمان را نمي دهد

كاش اين زمانه زيرو  رو شود

روي خوش به ما نشان نمي دهد

يك وجب زمين براي باغچه

يك دريچه آسمان نمي دهد

وسعتي به قدر جاي ما دو تن

گر زمين دهد، زمان نمي دهد

فرصتي  براي دوست داشتن

نوبتي به عاشقان نمي دهد

هيچ كس برايت از صميم دل

دست دوستي تكان نمي دهد

هيچ كس به غير ناسزا تورا

هديه اي به رايگان نمي دهد

كس زفرط هاي وهوي گرگ و ميش

دل به هي هي شبان نمي دهد

جز دلت كه قطرهاي است بيكران

كس نشان زبيكران نمي  دهد

جزدلت كه قطره اي است بيكران

كس نشان زبيكران نمي دهد

عشق نام بي نشانه است وكس


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 14:9  توسط سارا.م  |